برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور
ذهن که درگیر باشه، ناخودآگاه کاغذای دورو برت هم خط خطی میشن.
یه عالمه گل، خونه،خط های تو هم تو هم، شعر های نصفه نیمه شکل های درهم.... صفحه کاغذتو پر می کنن.
بعد یهو میبینی برا کار اصلیت کاغذ کم آوردی.


برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور
روزهای رفته زندگی را ورق میزنمچه خاطراتی که زنده نمیشوندچه روزها که دلم میخواست تا ابد تمام نشودچه روزها که هر ثانیه اش یک سال گذشتچه فکرها که ارامم کردچه فکرها که روحم را ذره ذره فرسودچه لبخندهایی که بی اختیار برلبانم نقش بستچه اشکهایی که بی اراده از چشانم سرازیر شدچه آدمها که دلم را گرم کردند وچه آدمها که دلم را شکستندچه چیزها که فکرش را هم نمیکردم وشدچه آدمها که شناختم و چه آدمها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشانوچه........وسهم من از این همه , یادش بخیر میشودکاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خداآرامشی که هیچگاه تمام نشود.....
برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور


خیلی ناراحت کنندهس وقتی میفهمی
برای آدمایی که خیلی دوستشون داری،
یه آدم عادی هستی
که بود نبودت توی زندگیشون فرقی نداره …
برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور
دلــتــنــگــی . . . ؟ حــاضــر √
غــــم . . . ؟ حــاضــر √
درد . . . ؟ حــاضــر √
تنهایی . . . ؟ حــاضــر √
عــشــق . . . ؟غایب
بلنـــــــــدتر میخوانـــــــــم ، عشــــــــــق . . . ؟ غایب
باز هـــــــم نیامــــــــده ؟ ؟ ؟ ! ! !
غیبـــــــــت هایــــــش از حـــــــــد مجاز چنـــــــــدیست کــه گذشتـــــــــه ،
اخــــــــــراجش میــــــــــــــکنم.هم خودش وهم خاطراتش را …
تگ: مستر, بو, مستربلو, دلنوشته, نای دل
برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور
زندگی را
سخت نگیر
رونق عمر چند صباحی گذراست .
قصه ی بودن ما
برگی از دفتر افسانه ای راز بقاست
دل اگر می شکند
دل اگر میمیرد
و اگر باغ به خود رنگ خزان میگیرد
همه هشدار به توست
جان من
سخت نگیر
زندگی کوچ همین چلچله هاست
به همین زیبایی
به همین کوتاهی ...
تگ: مستر, بو, مستربلو, دلنوشته, نای دل
برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور

امروز تولدم بود … نه صمیمی ترین ذوستم نه خانوادم یادشون نبود….نه ختی یه ادم معمولی بهم تبریک نگفت مگه تولد واسه این نیست که شاد باشی؟؟؟؟منکه هرسال تولدم غصه میخورم…
خودم میگم: تولدم مبارک
![]()
برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور


خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها
خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگر به قائده ها و مثال ها
خطی دگر کشید به قانون خویشتن
قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها
از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خط ها و خال ها
خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها
برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور
و بعد هم خنداخند می گفت:«سلام بر بهترین پدر دنیا... صدای شما را که می شنوم خوبم...»
-خوب نیستم پدر حالم اصلا خوب نیست ... ما بد جور گرفتار شدیم پدر... مژگان توی بازداشتگاهه.
حس کردم زمین زیر پایم خالی شده، وقتی صاحب یک فرزند فقط باشی و او
برچسب: عاشقانه,
نویسنده: الینا زارعیپور

شب ها
مثل ديوانه اي در شهرم
و روزها
مثل انديشمندي در تيمارستان
و يادم نيست
اين سطرها را
شب نوشته ام
يا روز
در همين شعر
و لابه لاي همين سطرها
زني پنهان است
که شعرهاي نانوشته ام را
در کف دستش نوشته است
و با مشت هاي بسته
با من
گل يا پوچ بازي مي کند
نمي رويم ؟
کمي صبر کن
باران بگيرد
مي رويم...!
برچسب: میخواهد,
نویسنده: الینا زارعیپور
تمام تو .....•●♥
مـــــــــال من است .......•●♥
و من خودخواهم ....•●♥
در مالـــــــکیت تو ....•●♥
من لجبازم ....•●♥
در دوست داشـــــــــتنت .....•●♥
من مغـــــــرورم به احساست .........•●♥
چون
تـــــــــــــ•●♥ـــــــــو ...
تنها تعلق معلـ
برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور
يك بار خواب ديدن تو
به تمام عمر ميارزد پس نگو ،
نگو که روياي دور از دسترس ، خوش نيست ،
قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست ..
تاب و توانش بيش از اينهاست ..
دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد ...
#اَلیرِزآ
برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور

خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها
خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگر به قائده ها و مثال ها
خطی دگر کشید به قانون خویشتن
قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها
از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خط ها و خال ها
خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها
برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور

هــر لحظه از زنـــدگی بـایــد صـرف عشـق شـود،
در این صورت زنـــدگی تبدیـل به عبادت می شود،
و دیگر نیـازی بـه جستجــوی خـداونــد نیست،
زیــرا خداونــد خــود به نــزد کسی خواهد آمـد
که
طعـم عشـق را چشیــــده است…!
برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور
نه شوقی برای ماندن ، نه حسی برای رفتن ،نه اشکی برای ریختن ، نه قلبی برای تپیدننه فکر اینکه تنها میشوم ، نه یاد آنکه فراموش میشومبی آنکه روشن باشم ، خاموش شدم ، غنچه هم نبودم ، پرپر شدمبی آنکه گناهی کرده باشم ، پر از گناه ، یخ بسته ام دیگر ا
برچسب:
نویسنده: الینا زارعیپور